|
|
|
|
|||||
|
|
|||||
|
I would be glad of knowing
your opinion about my site
Click here to
do this important work |
|
|
|||
|
گويند که جرجيس پيامبری بوده است در فاصله روزگار عيسی و محمد که يکی از ستمکاران خواست او را به عبادت غير خدا وا دارد و نپذيرفت ، ملک بفرمود تا او را بر چوب ببستند و به شانه ی اسب ، پس گوشت و پوست از وی فرو آوردند و استخوانهای وی خرد کردند و در سرکه و تيزآب آغشته و می جوشيدند و وی در آن ميان شهادت می گفت و بنمرد تا وی را بر زمين باز کشيدند و به ميخ برزمين دوختند (از خداوند فرمان آمد که ) بارها تورا بکشند و من تو را زنده می کنم ، پس فرا کرد تا او را پاره پاره بکردند و بسوختند و خرد کردند و بر کنار دريا به باد بر دادند ، خدای تعالی اورا زنده کرد. نرم افزار کامل دیوان حافظ شیرازی تحت ویندوز (برای دانلود کلیک کنید ) نرم افزار کامل رباعیات خیام نیشابوری تحت ویندوز (برای دانلود کلیک کنید ) متن کامل گاتاهای زرتشت بصورت پی دی اف (برای دانلود کلیک کنید ) متن کامل گاتاهای زرتشت بصورت عکس زیپ شده (برای دانلود کلیک کنید )
چنین گفت زرتشت........عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باشزرتشتزَرتُشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی یا مَزدَیَسنا و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرینرنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معنای «ستاره زرین» است. در متون باستانی یونانی، معنای زرتشت برابر با ستارهشناس دانسته شدهاست. بیشتر از ده شکل برای اسم زرتشت در زبان فارسی موجود است. زارتشت، زارهشت، زاردشت، زارهوشت، زردهشت، زراتشت، زرادشت، زرتهشت، زرهتشت، زرهدست و زرههشت از این قبیل است ولی او خود را در گاتها زرتشتر مینامد و گاه نیز اسم خانوادگی را که «سپیتمه» باشد افزوده میشود و به صورت «زرتشتر سپیتمه» ذکر میشود.البته این اسم خانوادگی را امروزه سپنتمان و یا اسپنتمان میگویند. ظاهراً معنی آن از نژاد سفید و یا از خاندان سفید است. جد پدری زرتشت شخصی بود به نام پیترگتراسپه. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فریهیمرَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَتواسْتَرَه، اورْوْتَتْنَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود.مَیدیوماه پسرعموی زرتشت و نخستین کسی که به پیامبر ایمان آورد. معروف است که زایش زرتشت در روز ششم فروردین بودهاست اما در متون پهلوی مانند گزیدههای زادسپرم، فصل ۲۵، زایش زرتشت در آخرین روز اسفند و هنگام نوروز ذکر شده است. درباره تاریخ زایش او دیدگاههای فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا نهصد سال پیش از میلاد تفاوت دارند.تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) و برخی در شرق ایران دانستهاند که احتمال این که از شمالغرب ایران یعنی آذربايجان بوده باشد بیشتر است. از این پیامبر ایرانی در یشتهای کهن سخن میآید که در (اَریّانَ و یَوچَه) در ساحل رود (دائیتی) در سرزمین قبایل ایرانی متولد گردید در (زامیادیشت) زیستگاه زرتشت را در ناحیه ئی میداند که در آن دریاچه (کوسَویّ) است که مطابقتی با دریاچه هامون دارد. بهر تقدیر ناحیه (اَریانَّ و یوچَه) گاه خوارزم پنداشته میشود و گاه آن را آذربایجان و بعضاً بدلیل مراسمی مذهبی که در ستایش (اَرُدویسورااناهیتا) میشود آن را در سیستان ذکر کردهاند. زرتشت از سرزمینی کهنی برخاست که مردمانش آریایی بودند. پس از اعلام پیامبری در سن ۳۰ سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه مذکور ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسبشاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور یا یازدهم اردیبهشت ماه (به نقل از متن پهلوی زادسپرم) در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور (Terminator)کشته شد. زادروز زرتشت را در فاصلهي میان ۶۰۰ تا ۶۰۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح گفتهاند. روايات ايراني، كه برپایهٔ منابع پهلوی مانند بوندهشن و اردای ويرافنامه تكيه دارند و پس از زوال نفوذ آيين زرتشت، يعني ۲۰۰۰ سال پس از زمان زندگي او، نوشته شدهاند، ميلاد زرتشت را سه قرن پیش از اسكندر مقدونی ميدانند.[نیازمند منبع] اين روايت موهوم به وسيلهٔ بيرونی و مسعودی و ديگر نويسندگان اسلامي پايدار ماند و تا قرن گذشته نيز اعتبار خود را حفظ كرد. از سوی دیگر ارسطو ( Aristotle ) و اودوكسوس ( Eudoxus ) و هرمي پوس ( Hermippus ) مينويسند كه زرتشت پنج هزار سال پيش از جنگ تروا ( Trojan War ) ميزيسته است. ديوجانس لائرتيوس ( Diogenes Laertius ) از قول هردمودروس ( Hermodorus ) و كسانتوس ( Xanthus ) همين نظر را نقل ميكند. از سوي ديگر، ديودووروس اريتريايی ( Diodorus of Eretria ) و آريستو كسنوس ( Aristoxenus ) ميگويند كه فيثاغورس يكي از شاگردان زرتشت بودهاست. از اينرو پلينی ( Pliny ) به حق شك دارد كه زرتشت خود نام يك تن بوده يا چند تن ديگر نيز همين نام را داشتهاند. پس از زرتشت، جانشينان او كه در ری ، واقع در سرزمين ماد، عاليترين مسند روحاني دين زرتشت را در دست داشتند زراتشتر اتما ( Zarathushtratema ) يعني زرتشت - واران ناميده شدند.بررسيهايی كه در صد و پنجاه سال پیش، نخست در اروپا و پس از آن در آمريكا در زمينهي ادبيات و مذاهب و زبانهاي شرقي انجام شده این موضوع را مورد بررسی قرار دادهاست. زبان اوستايی خويشاوند زبان سانسكريت است. گاتاها يا سرودهاي مقدسی كه بدست زرتشت ساخته شدهاند، طنينی عتيق همانند سرودهای ريگ - ودا، دارند. همچنين نزديكي محسوسی میان دستور زبان و وزن و سبك سرودهای ريگ - ودا ، و دستور زبان و وزن و سبك گاتاهای زرتشت موجود است، و در حقيقت ساختمان صرفی زبان گاتاها از ساختمان صرفی سرودهاي ريگ - ودا، ابتداييتر و سادهتر است. در هر حال اكنون اين دیدگاه وجود دارد كه تصنيف گاتاها نمیتواند به طور جداگانه و در يك فاصله زماني دور از زمان تصنيف وداها صورت گرفته باشد، و عصر زرتشت را حداقل يك هزار سال پیش از مسيح میدانند. اهورامزدااَهورامَزدا نامِ خدای یکتا در مزدیَسنا است. دیگرگویشهای این واژه ی دینی، اهوره مزدا، هُرمُزد، هُرمَزد، هورمَزد و اَهُرمَزد هستند.اهورامزدا یک واژه ی ترکیبی است و از اهورا و مزدا تشکیل شده است. در گاتاها گاهی اهورامزدا جدا از هم بکار رفته است. مزدا در بعضی بندهای گاتاها به معنی حافظه و به حافظه سپردن و به یاد داشتن است. این واژه در سانسکریت مَذِس، به معنی دانش و هوش می باشد. بنابراین وقتی که مزدا برای خدا به کار برده شده است از آن معنی هوشیار و آگاه و دانا برداشت کرده اند. اهورا نیز بمعنای سرور و بزرگ است پس اهورامزدا در مجموع به معنیِ سرورِ دانا است.اهورامزدا آفریننده جهان است. مزدیسنان اهورا مزدا را میپرستند. اهورامزدا خالق و داور همه ی چیزهای مادی و معنوی و نیز آفریننده روشنی و تاریکی و برقرار کننده نظم هستی است. او با اندیشیدن همه چیز را هستی بخشیده است پس در واقع او از عدم می آفریند و با خود تنهاست. برای اهورا مزدا در هرمزد یشت، در حدود شصت صفتِ نیک آورده شده و تقریباً همه ی چیزهای خوب به وی منتصب شده است. همچنین او در مزدیسنا دارای شش صفتِ برجسته است سپنتَه مَینیو یعنی مقدس ترین روان، خشثره ویرنه بگویش امروزی شهریور یعنی شهریار و پادشاهی که باید انتخاب و برگزیده شود، سپنتَه آرمیتی است یعنی پارسایی مقدس. هورتات بگویش امروزی خورداد بمعنی جامعیت و رسایی و امرتات جاودانگی و بی مرگی است. او اشه یعنی راستی و درستی و قانون ایزدی و پاکی است. همچنین وهومَنَه است به معنی خوب منش. این صفات در مزدیسنا به نامِ امشاسپندان خوانده می شوند و زمانی پنداشته می شد که ایزدانی جدا از اهورامزدا هستند اما چنین تفسیری از امشاسپندان در رابطه با اهورامزدا در گاتها یافت نمی شود.بر اساسِ کتابِ بندهشن که پس از ساسانیان نوشته شده، نیروی مخالفِ اهورامزدا و زاینده ی بدیها را اهریمن معرفی می کند که نص صریح گاتها است. در کیش زرتشتی، اهریمن هیچگاه توانِ ذاتی برای مقابله با قدرتِ اهورا مزدا را ندارد و رقیبی برای او نیست بلکه اهریمن همان اندیشه ی بد یا اَنگره مینیو است اما در باورِ زروانیان، اهریمن برادر و رقیبِ اهورا مزدا و پسر زروان و دارای هویتی جداگانه از اهورا مزدا است.بر پایه باورهای کهنِ زروانی که بدعتی در مزدیسناست و دیگر دینهای پس از آن چون مانویان "اهورامزدا و اهریمن هردو زاده ی زروان (خدای زمان) بودند و جهان عرصه جنگ این دو نیروی نیک و بد است ولی سرانجام چیرگی در پایانِ جهان با اهورامزداست و چون اهورامزدا پاکی مطلق است بدی در او راه ندارد . پس هر آنچه که بد است اهریمنی است." البته این سخن در هیچ جای گاهان نیست و زروان در زبان اوستایی تنها به معنای زمان است و ارتباطی با خداوند ندارد. اهریمناهریمن (از اوستایی انگرهمَینیو ) بدنهاد است.اهریمن پلیدی است و برای از بین بردن نیکی تلاش می کند ولی چون دون و پست مایه است و اهورامزدا آگاه بر هر چیز است پس سرانجام در پایان کار اهریمن نابود شده و اورمزد بر او چیره میشود و کار جهان یکسره به نیکی خواهد گرایید.در این میان انسان و امشاسپندان و دیگر ایزدان (فرشته) و موجودات نیک ( مزدا آفریده) که همگی آفریده ی اهورامزدا هستند در مبارزه با دئوه ها ( دیو ها) که موجودات و پدیده هایی اهریمنی هستند در تلاشی کیهانی برای پیروزی نیکی بر بدی هستند . اهریمن را در پارسی اهرِمن هم میگویند. میشود او را همتای شیطان در باورهای سامی دانست.در دین زردشت باور بر این است که در طبیعت دو نیروی متضاد خیر (سپنتا مینو - اثر روشنی) و شر (انگره مینو - اثر تاریکی) وجود دارد که همواره در حال نبرد با یکدیگرند. اوستا
اَوِسْتا، نام
کلی مجموعهٔ کهنترین نوشتار و سروده های
ایرانیان
است، که به در واقع دانشنامه ی ایرانیان بوده و در روزگار باستان بیست و یک
نسک (کتاب)
داشته و در شکل کنونی خود شامل پنج بخش است. بخش های اوستا عبارتند از :
یَسنه که
سخنان زرتشت موسوم به
گاهان، در
آن گنجانده شده،
یشتها
(سرودهای نیایشی)،
وندیداد،
ویسپرد و
خردهاوستا.واژه
اَوِستا که در خود کتاب نیامده به معنی دانش و شناخت است و با واژه «ودا»،
نام کهنترین کتابِ دینی
هندوان
همریشه است. بر روی هم اوستا را میتوان به معنی «آگاهینامه» یا «دانشنامه»
دانست كه آن را مرجع نامه نيز مينامند.بخشهای اوستا در دورانهای مختلف توسط
اشخاص متعدد تالیف شده است اما از آن میان فقط بخشی از سرودها از آنِ خود
زرتشت است.
مندرجات اوستا عبارتست از نیایشِ
اهورا مزدا
و
امشاسپندان
و دیگر ایزدان و مظاهر طبیعت و تکالیف انسان در جهان بهشت و دوزخ و داستانهای
ملی.گویند پس از آنکه
اسکندر مقدونی
قصر سلطنتی ایران را آتش زد اوستا را نیز بسوخت.
بلاش اشکانی
فرمان داد تا اوستای پراکنده را از شهرهای ایران جمع کنند.
اردشیر بابکان
تنسر را
مامور مرتب ساختن آن کرد. پسرش
شاپور اول
کار پدر را تعقیب نمود و در نهايت آنرا به همان شيوه كهن به بيست و يك نسك بخش
كردند و نامها و شرحِ اين نسك ها در كتابِ پهلوي
دينكرد و
كتابهاي ديگر آمده است. نسك هاي بيست و يك گانه اوستا به سه بهر بخش مي شده
است:
گُشتاسْپ (به ایرانی باستان ویشتاسپَ) نام دو شخصیت معروف تاریخی در ایران قبل از اسلام است: گشتاسپ هخامنشی پدر داریوش بزرگ است. معمولاً نامش به همان صورت باستانی ویشتاسپ ذکر میگردد ویشتاسپ فرزند ارشام، پدر داریوش بزرگ هخامنشی بود. وی را نباید با ویشتاسپ اوستا (گشتاسپ کیانی) اشتباه گرفت. صورت فارسی نو نام وی گشتاسپ است لیکن برای اشاره به پدر داریوش معمولاً از صورت کهنتر نام استفاده میشود. ویشتاسپ به معنی دارندهٔ اسب آماده است. گشتاسپشاه از پادشاهان کیانی فرزند لهراسپ است. او فرمانروای بلخ در زمان زرتشت، پیامبر ایرانی، است. زرتشت به گشتاسب پناه برد و او دین وی را پذیرفت و از وی پشتیبانی کرد. در گاهان، زرتشت چهار بار از این فرمانروا نام میبرد که سه باز آن به گونه کیکشتاسب است. کی به معنی رئیس عشیره و فرمانروا بوده و عنوان فرمانروایان دودمان کیانیان است که گشتاسب نیز یکی از آنان بودهاست.
| |||||