نگاره فروهر در فرهنگ ایرانی نشانه دو نماد میهنی و دینی است.

این واژه در زبان اوستایی فْـرَوَشی (fravashi)، در زبان پارسی هخامنشی فْـرَوَتی (fravati)، و در زبان پهلوی فْـرَوَهْـر (fravahr) خوانده می‌شود .بایسته‌است که بدانیم فروهر جایگزینی برای اهورامزدا نیست. از دوران پادشاهی مادها و سپس شاهنشاهی هخامنشیان، نگاره فروهر نشانه نماد میهنی بوده و آدمی را در پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ و بلند پروازی نشان می‌دهد که آنرا نماد توانایی، سر بلندی و فر و شکوه می‌دانستند و پرچم‌های خود را به نما و سیمای شاهین می‌آراستند.ایرانیان پیرو اشو زرتشت برای این نیروی مینوی که بن مایه آن جنبش و پیشرفت بسوی رسایی، فرامایگی و والایی است، هیچ پیکره‌ای را بهتر و شایسته تر از شاهین نیافتند و آنچه که در گذشته نشانه فر و شکوه و سر بلندی بود و انگیزه ملی و میهنی داشت با اندک دگرگونی در سر و پای شاهین به سیمای کنونی در آوردند، تا هم بن‌مایه مینوی را نشان دهد و هم نمودار سر بلندی و سر فرازی ایرانیان باشد.در نگاره فروهر دو نیروی همیستار (مخالف) «سپنتامینو» (نشانه خوبی) و«انگره مینو» (نشانه بدی) نمایان است و آدمی رو به سپنتا مینو دارد و بسوی او میرود به انگره مینو پشت کرده‌است و لازم به ذکر است فروهر الگو و سنبل ایرانیان و زرتشتیان است

۱- چهره فروهر همانند آدمی است، از این رو گویای پیوستگی با آدمی است، او پیری است فرزانه و کار آزموده، نشانه از بزرگداشت و سپاس از بزرگان و فرزانگان و فرا گیری از آنان دارد.

۲- دو بال در پهلو‌ها که هر کدام سه پر دارند این سه پر نشانه سه نماد پندارنیک، گفتارنیک، کردارنیک که هم‌زمان انگیزه پرواز و پیشرفت است.

۳- در پایین تنه فروهر سه بخش، پر‌هایی بسوی پایین است، که نشانه پندار و گفتار و کردار نادرست و یا پست هستند. از اینرو آنرا، آغاز بدبختی‌ها و پستی برای آدمی می‌دانند.

۴- دو رشته که در سر هر یک گردی (حلقه) چنبره شده‌ای دیده می‌شوند، در کنار بخش پایینی تنه هستند که نماد سپنتا مینو و انگره مینو هستند، که یکی در پیش پای و دیگری در پس آن است. این رشته‌ها هر یک در تلاش هستند که آدمی را بسوی خود بکشند؛ این نشانه آن است که آدمی باید به سوی سپنتا مینو (خوبی) پیش رود و به انگره مینو (بدی) پشت نماید.

۵- یک گردی (حلقه) در میانه بالاتنه فروهر وجود دارد این نشان، جان و روان جاودان است که نه آغاز و نه پایانی دارد.

۶- یک دست فروهر کمی به سوی بالا و در راستای سپنتا مینو اشاره دارد که نشان دهنده سپاس و ستایس اهورمزدا و راهنمایی آدمی بسوی والایی و راستی و درستی است.

۷- در دست دیگر گردی (حلقه‌ای) دارد که نشانه وفاداری به عهد و پیمان، و نشانگر راستی و پاک خویی و جوانمردی و جوانزنی است .

 

 

 

   

زروان

زُروان به معنی زمان (در حالت عام) و زمان بی‌کران (در اوستا akarana zorvan)(در حالت خاص) نام خدایی است که به باور فرقه‌ای از زرتشتیان به نام زروانیان، هرمزد و اهریمن از او زاده شدند. زروان در اوستا از ایزدان کم اهمیت است ولی ظاهراً در اواخر دوران ساسانی جایگاهی بسیار بلندپایه یافته‌ بود. زروان به معنی قضا و قدر هم به کار رفته‌است.

اسطورهٔ زایش هرمزد و اهریمن از زروان

این اسطوره بطور خلاصه بدین گونه است که زروان هزار سال در آرزوی فرزند به قربانی ایستاد.(باید توجه شود که در باورهای اسطوره‌ای ایران این نفس عمل قربانی‌ است که خاصیت دارد) پس از هزار سال شکی به وجود او افتاد. بر اثر قربانی‌ها هرمزد و بر اثر آن شک اهریمن در زهدان او پدید آمد. زروان که دانست هرمزد به دهانهٔ زهدان نزدیکتر است قصد کرد که پادشاهی را به فرزندی که نخست زاده ‌شود بسپارد. هرمزد بنا به سرشتش (آگاهی مطلق) از این تصمیم مطلع شد و برادر خود را نیز آگاه نمود. اهرمین تلاش کرد که نخست از زهدان بیرون بیاید ولی چون هرمزد به خروجی نزدیکتر بود موفق نشد پس شکم را درید و از آن طریق بیرون آمد. زروان به اهریمن گفت که فرزند من نیک و خوشبو است ولی تو پلید و گنده‌ هستی. پس آنگاه هرمزد نیک و آراسته و خوشبو به جهان آمد. زروان بنا به عهدی که کرده بود به ناچار پادشاهی جهان را به مدت نه‌هزار سال به اهریمن سپرد. ولی پادشاهی مطلق جهان پسین به هرمزد خواهد رسید و هرمزد در نهایت بر اهریمن چیره خواهد شد. پس زروان به هرمزد دسته‌ای بَرسَم داد.

نکاتی چند راجع به زروان

·         زروان به عنوان زمان (و مکان) بی‌کرانه و مطلق خداییست که حتی شناختش برای خدایان دیگر ممکن نیست و هیچ چیز از سیطرهٔ او خارج نیست. (نوعی حالت وحدت وجودی)

·         در وداها (اساطیر هندوان) خدایی به نام پرجاپتی وجود دارد که شباهت بسیاری با زروان ایرانی دارد. این خدا در سروده‌های کهن‌تر ودا وجود ندارد.

·         شادروان مهرداد بهار معتقد بود که مفهوم زروان (با خصوصیاتی که در نوشته‌های فارسی میانه به او نسبت داده‌ شده است) خاستگاهی غیر ایرانی داشته و متعلق به ساکنان بومی ایران پیش از ورود آریاییها بوده‌است و بعدها بر اثر آمیزش اقوام و فرهنگها، زروان کم‌اهمیت اوستایی به مقام شامخ زروان متون فارسی میانه می‌رسد.

·         واژه زروان از اوستایی zaurvan به معنی پیری آمده است. این واژه از ریشه هندواروپایی (ger(e به معنی بزرگسال شدن آمده و با واژه‌های آسی zarond (پیرمرد)، سانسکریت jara (پیری) و یونانی geron (پیرمرد) از یک ریشه است.

 
 
 
 
   

سوشینت

سوشینت یا سوشیانت یا سوشیانس (سودرسان، دانا) به عنوان رهایی بخش است که در دین زرتشت یا مزدیسنا‌ منجی نهائی زمین بشمار می‌رود.كلمه « سوشيانس » كه از ريشه « سو » به معنى سودمند است، در اوستا سئوشيانت (Saoshyant) آمده و در پهلوى به اشكال گوناگونى چون: سوشيانت، سوشيانس، سوشانس، سوشيوس يا سيوشوس آمده است. (به معنی «سودبخش» یا «سودرسان» و در معنای گسترده, «رهاننده» یا «رهایی بخش» است.) در گاهان این صفت چند بار برای زرتشت آمده؛اما در دیگر بخش‌های اوستا صفت یا عنوان هر یک از سه موعود زرتشتیان (اخوشیت ارت, اخوشیت نم, اَستَوت اِرِتَ) و بویژه سومین آنهاست که نام او «استوت ارت» (Astavt Eretah) است. (استوت ارت, هوشیدر و هوشیدر ماه) در گاهان (گاتها) که سروده‌های خود زرتشت است و در آنها می‌توان باورهای وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده است، اما چنین می‌نماید که در بندی از گاهان (یسنا ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر میخوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار می‌آید.خود زرتشت نیز به هنگام زندگی در پیرو باورانش ،سوشیانت خوانده شده است هم چنین از  افزون بر تایید مطلب، سوشیانت بصورت جمع آورده شده است و این یعنی که تعداد سوشیانت ها یکی نیست  : ((... کی مزدا سپیده ی رخشان پیروزی جهان را بر خواهد گرفت؟کی رخشندگی آفتاب دین همه جا را تابان خواهد ساخت؟ کی سوشیانت ها فراوانی و زیادگی خواهند یافت تا از پرتو کار و کردارشان،دین گسترده شود. اینک سوشیانتی برای آموزش مردم برپاست و منم،زرتشت که پیرو تو هستم ای اهورا.

در توصیف سوشیانت در می آید که : ((کجایند آنانی که پرتو راستی وجودشان را فرا گرفته،که با نیرومندی برابر دیویسنان کینه جو ایستادگی کنند و به راستی ای مزدا،این چنین کسام اند رهانندگان،سوشیانت ها که برای به بار نشستن آیین با دیوان و دیوپرستان به پیکار برخواسته اند .دانا بودن از ویژگی های سوشیانت است

برپایه ی یشت سیزدهم ،بند 62م :زردشت از روی زمین رخت بر نبسته و نطفه ی بر جای مانده و آن را 99999 فروشی نگاهبانی می کنند روزی ؛در هنگام به پایان رسیدن زمان،دوشیزه ای ازین نطفه بارور خواهد شد که بر تمام دشمنی دیوها و مردم پیروز خواهد شد نام این دوشیزه اِرِدَت فِذری می باشدواز دو دوشیزه ی دیگر به نام های(( سروتَت فِذری)) و ((وَنگهوفِذری)) نیز یاد می شود . این سه از نطفه زردشت بارور دشه و سه موعود مَزدَیَسنان که آخرین شان سوشیانت است ؛از آنها زاده خواهد شد. نام دیگر این رهایی بخش اَستوَت اِرِتَه می باشد که با ظهور وی ،رستاخیز مردگان شروع شده و عمر جهان مادی به سر می رسد. اين نام بخصوص (سوشیانت) براى تعيين آخرين موعود تخصيص يافته و او آخرين مخلوق اهورامزدا خواهد بود.

زامیاد یشت - مقدمه یشت : فرّ کیانی نیرومند را می ستاییم که مزدا آفریده است ،کارامد و چالاک است و سرآمد همه ی آفریدگان محسوب می شوذ . زیبا و بسیار درخشنده است کهاهورا مزدا بدان سوشیانت و همراهانشان را پدید آورد،فرّی که از آن خداوند می باشد و آن را برآن سوشیانت و همراهان گماشت تا آنان جهانی نو بنیان کنند.جهانی همیشه تازه و جوان که پیری و بیماری و فساد در آن راه نباشد و همیشه جاودان می ماند،پس از آن که مردگان رستاخیر کنند و زندگان بی مرگ شود و چون آن سوشیانت به پیدایی و ظهور آید آرمان خویش روا و جهانی نو بنیان کند.درچنین جهانی که برپایه ی اَشَه استوار است،جاودانگی برپا می شود ، و دروغ دیگر باره به همان جایی رانده می وشد که از آن جا برای آسیب رسانیدن به راستی و گروندگان آن قیام کرده بود و نیست و نابود می گردد. زامیاد یشت کرده ی چهاردهم : فرّ کیانی نیرومند را می ستاییم...هنگامی که اَستوَت اِرِتَه پدید می آید... سوشیانش پیروزگر خوانده شده است.

 

 
 
 
 
   

گاهان

'گاهان نام کهنترین بخش کتاب اوستاست که گاهان پنجگانه یا پنج سرود زرتشت اسپنتمان را دربر می‌گیرد. تاریخ سرودن گاهان زمان تقریبی ۱۵۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد است. در پارسی این نام را گات‌ها و گاثاها هم نوشته‌اند. خود واژه گاه به معنی سرود است. گاهان خود پاره‌ای از یکی از بخش‌های اوستا به نام یَسنه است. هر یک از فصل‌های یسنه، هات نام دارد و گات‌ها هفده هات از ۷۲ هات یسنه را دربر می‌گیرد که شامل ۲۳۸ بند، ۸۹۶ بیت و ۵۵۶۰ واژه‌است. نامهای پنج گاهان از این قرار است: اَهونَوَدگاه ، اُشتَوَدگاه ، سپَنتمَدگاه ، وُهوخْشتَرگاه ، وَهیشتوایشْت‌گاه  اثر دیگر زرتشت «هفت هات» نام دارد.

بُنْدَهِشْن نام کتابی‌است به پهلوی که تدوین نهایی آن در سدهٔ سوم هجری قمری رخ داده است. نام این کتاب در فارسی به صورت بندهش هم آمده است. نویسنده (تدوین‌‌کنندهٔ نهایی)‌ آن «فَرْنْبَغ» نام داشت.

«بندهشن» به معنی «آفرینش آغازین» یا «آفرینش بنیادین» است. نام اصلی کتاب احتملاً «زندآگاهی» به معنی «آگاهی مبتنی بر زند» بوده‌است چنان که در ابتدای متن کتاب آمده است. این خود می‌رساند که نویسنده اساس کار خود را بر تفسیر اوستا قرار داده است بندهشن در ۳۶ فصل نوشته شده‌است. مطالب کتاب پیرامون سه محور اصلی می‌گردد:

1.       آفرینش آغازین

2.       شرح آفریدگان

3.       نسب‌نامهٔ کیانیان

از این کتاب دو تحریر موجود است اولی موسوم به بندهشن هندی که مختصرتر است و دومی موسوم به بندهشن بزرگ یا ایرانی که مفصل‌تر است. صفت هندی یا ایرانی از آن رو بر آن‌دو نهاده شده‌است که نسخ اولی در هند استنساخ شده‌است و نسخ دومی در ایران

 
 
 
   


امشاسپندان

امشاسپندان که بازشناساننده‌های وجود اهورامزدا هستند.این واژه به معنی جاودانان پاک یا مقدسان بی مرگ یا نامیرایان فزونی بخش است که از دو جز امشه به معنی جاودانی و بی مرگ و سپنته به معنی پاک و مقدس و فزونی بخش تشکیل شده‌است. امشاسپندان شش فروزه اهورامزدا هستند که هر کدام دارای مفهومی است که بخشی از عظمت خداوند یکتا را به آدمی می‌شناسانند و با شناخت و پیروی از این مفاهیم و ایزدان می‌توان اهورا مزدا را درک کرد. شش امشاسپندان عبارت‌اند از:

۱- وهمن یا وهومن : به معنی نیک اندیشی - پندار نیک

۲- اشه وهیشته(اردیبهشت): به معنی بهترین راستی

۳- خشتره وییریه(شهریور): شهریار گزیده - شهریاری دلخواه

۴- سپنته آرمیتی: به معنی فروتنی و بردباری مقدس

۵- هیوروتات(خرداد): به معنی رسایی و کمال

۶- امرتات(امرداد): به معنی بی مرگی و جاودانگی

لازم به ذکر است که در برخی از ادبیات دینی،امشاسپندان در جهان مادی دارای نقشی به عنوان نگهبان شش گروه از آفریده‌های جهان هستند:وهمن نگهبان جانوران سودمند،اشه وهیشه نگهبان آتش،خشتره وییریه نگهبان فلزات، سپنته آرمیتی نگهبان زمین،هیوروتات نگهبان آب، امرتات نگهبان گیاهان.

همچنین یک روز از هر ماه و یکی از ماههای سال به نام آنها نامیده می‌شود.

۱- بهمن (وهمن) : روز دوم - ماه یازدهم

۲- اردیبهشت : روز سوم - ماه دوم

۳- شهریور : روز چهارم - ماه ششم

۴- سپنته آرمیئتی (سپندارمز=اسفند) : روز پنجم - ماه دوازدهم

۵- خرداد : روز ششم - ماه سوم

۶- امرداد : روز هفتم - ماه پنجم

 
 
 
 
   

در همه گذشته ايران پيش از اسلام، زن دارای ارزشی والا و برابر با مرد بوده است و از همين روی گنی پرستی (تبعيض جنسی) ميان زن و مرد ديده نشده است و با خواندن گذشته ايران بارها گواه آن بوده ايم كه جایگاه زنان در ارزشمندترين پيشه هاي امپراتوری ايران بوده است.

دغدویه
:
مادر زرتشت که اصلا از شهر ری بود و در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت. پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است.

پوروچیستا:
پوروچیستا ششمین و کوچکترین فرزند زرتشت و سومین دختر اوست. معنی پوروچیستا یعنی پردانش. در گفتار زرتشت که برای ما باقی مانده است از او با پوروچیستا بیش از فرزندان دیگرش سخن واندرز مانده است، یکی از مهمترین سخنان زرتشت با پوروچیستا درباره همسری با جاماسب حکیم، وزیر شاه گشتاسب و منجم و ستاره شناس معروف زمان است. زرتشت به دخترش می فرماید: "پوروچیستا، جاماسب خواهان همسری با توست و تو را از من خواستگاری کرده است من او را برای همسری تو مناسب می دانم ولی تو با خرد مقدست مشورت کن ببین آیا او را شایسته همسری خود می دانی یا نه؟" این گفتار زرتشت یک حقیقت مسلم را آشکار می سازد و آن این است که دختر در آئین زرتشت درانتخاب همسر آزاد است و عقیده پدر بر او تحمیل نمی گردد. همچنین قسمتی از اندرزنامه زرتشت به پوروچیستا در موقع گواه گیری او با جاماسب اکنون هنگام گواه گیری دختران و پسران زرتشتی از طرف موبد بازگو می گردد

رکسان یا رکسانا:
رکسان یا رکسانا یا روشنک دختر داریوش سوم است که بنا به مقتضیات سیاسی و برای انجام حسن رابطه بین یونان و ایران، همسری اسکندر را پذیرفت.

پانته آ:
یکی از زنان فداکار زمان کوروش، او همراه همسرش که فرمانده سپاه کوروش بود به میدان جنگ رفت. همسرش در میدان جنگ کشته شد. به درخواست پانته آ مراسم با شکوهی برای همسرش برپا شد و آرامگاه مجلل و شایسته ای برای او ساختند. پانته آ پس از سخنرانی مهیجی که برای لشکریان کوروش ایراد کرد و آنان را به ادامه رزم و پیروزی تشویق نمود بر بالای آرامگاه همسرش با خنجری که همراه داشت خود را کشت.

موزا:
زن فرهاد چهارم و مادر فرهاد پنجم که در سکه های مکشوفه از زمان اشکانیان تصویر این ملکه مقتدر اشکانیان کنار پسرش فرهاد پنجم بر روی سکه ها منقوش است.

آريا تس:
يكی از سرداران پيكارگر هخامنشی در سالهای پيش از زايش (ميلاد). كارنامه نويسان يونانی د‌ر چند جا نامی كوتاه از وی به ميان آورده اند.

آرتا ( آرتادخت):
فرمُدار (وزير) گنجينه (خزانه داري) و نهادگان (امور) دارايی كشوري در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشكانی. به گفته خاور شناس بزرگ، دياكونوف روسی، در نسك "اشكانيان"، او باژها (ماليات ها) را در امپراتوري ايران سامان بخشيد و در گرداندن كارهای دارايی لغزشی نداشت و أبُری ( اقتصاد ) امپراتوری پارتيان را روايی ( رونق) بخشيد.

ارشیا:
از زنان با کفایت دوران هخامنشی

آرتمیس یا آرتمیز:
تا به امروز نخستين و تنها دريا سالار زن جهان. او به سال 480 پيش از زايش به جايگاه دريا سالاری آرتش شاهنشاهی خشايارشا رسيد و در نبرد ايران و يونان آرتش شاهنشاهی ايران را از مرزهای دريايی رهبری می كرد. كارنامه نويسان يونان او را در زيبايی، برجستگی و استواری سر آمد همه زنان آن روزگار ناميده اند.آرتمیس یا آرتمیز از زنان بنام زمان هخامنشیان که فرماندهی یکی از ناوگانهای خشایارشاه را در جنگ ایران و یونان به عهده داشت در حالی که بسیاری از ناوگانهای دیگر که تحت فرماندهی مردان بود از دشمن شکست خورد، ناوگان تحت فرماندهی مردان بود از دشمن شکست خورد، ناوگان تحت فرماندهی ارتمیس بر یونانیان پیروز شد.

پروشات:
یکی از زنان مشهور دوران هخامنشی

ماندان یا ماندانا :
ماندان یا ماندانا دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید. او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت.

آتوسا:
شهبانوی بيش از 28 ساتراب (ايالت) اي